هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست

 
به قلم : دریا - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٧
 

 سلامی به قشنگيه گل سنبل

آخرين روزهای اسفند رو ميگذرونيم

آخرين روزهای سرد  زمستون رو ميگذرونيم

آخرين روزهای پر از تلاطم سال ۱۳۸۴ رو ميگذرونيم

اميدوارم که

آخرين حرفهامون نباشه

آخرين نوشته هامون نباشه

آخرين دوستی هامون نباشه

آخرين اميدهامون نباشه

آخرين وبلاگهامون نباشه

شاعرها، آخرين شعرهاشون نباشه

نويسنده ها، آخرين قصه هاشون نباشه

مهربون ها، آخرين مهربونيشون نباشه

عاشقها ، آخرين عشقشون نباشه

به اميد اينکه

دل و دلدار هم باشيم

يار و ياور هم باشيم

همراه و همکار هم باشيم

پشت و پشتيبان هم باشيم

 

با دنيايی پر از اميد و آرزو

به سال ۱۳۸۵ خوش آمدين

                                                                                               دريا   ۱۳۸۴

**************************************

**************************************

                                                شبيه سال دو هزار

بازم يه سال ديگه شد ، سالي مث سالاي پيش
 دوباره نسل آدما ،‌ با غم و غصه ، قوم و خويش
سالي كه توش كامپيوتر با آدما حرف مي زنه
 جاي ما بازي مي كنه ، گلوله هاي برف مي زنه
 سالي كه باز شروع مي شه با هديه هاي ژانويه
 اميد عاشقاس فقط ، چهاردهم ، تو فوريه
يه سال مث سالاي قبل ، غريب و بي طاقت و سرد
يه كم خوشي ، يه كم بلا ، يه دنيا غصه ، كلي درد
يه سالي كه بهش مي گن سال رواج گفتگو
 اول سال باز مي كنن ، آدما كلي آرزو
ظالما ، ظالمن هنوز ، عاشقا زرد و بي قرار
 تموم لحظه هاش مي شن ، شبيه سال دو هزار

                                                                          مريم حيدرزاده 
 

 


 
comment گلهای هدیه شده ()
 
 
به قلم : دریا - ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٤
 

سلامی به همه گلهای عزيزم

گلهايی که شوق نوشتن  رو در من شکوفا ميکنند

ياران خوبم حقيقتش مدتی ست اين دنيا که هر روزش اتفاقی در اون ميافته من رو به فکرهايی واداشته که زندگی روزانه رو از روی روال عادی خارج کرده.....حتی اين موس و کيبورد زير دستم هم با من سر ناسازگاری دارند، چند روزه که ميخوام چيزی بنويسم و بفرستم به مغز شما ، اما همکاری نميکنند!!!!!! امشب ديگه دل رو دادم به دريا و نوشتم حالا هم زياد مطمعن نيستم که نوشته هام رو ميتونم آپ کنم ، به هر حال امتحانش ضرری که به شما نميزنه و برای خودم هم  که مجانيه 

البته الان که شروع کردم به نوشتن واقعا نميدونم چی بنويسم از کجا بنويسم ، تا حالا براتون پيش اومده که ۱۰۰۰ تا حرف برای گفتن داشته باشی ولی وقتی بخواهی بگی فکر ميکنی که آيا اين حرفها برای کسی جالبه يا فقط وقت طرف رو گرفته؟؟؟؟

بلاخره بعد از نيم ساعتی که فکر کردم به اين نتيجه رسيدم که چند نکته از همين جايی که الان همه مون هستيم بگم.... بله همين  چهارچوب وبلاگ نويسی و نت و کامپيوتر !!!!!! 

يکی از دوستان خوبمون آقا حبيب در وبلاگ جديدشون ( يه لقمه لبخند) سوالی پرسيدن که.... آيا کامپيوتر خوب است يا بهتراست ؟ ...... و يه مطلب خيلی جالبی هم نوشتن که کلی  لبخند با لقمه های بزرگ در گلوی من گير کرد ........

حالا  ياران عزيزم ، من چند تا سوال ديگه از شما ميپرسم......

آيا  استفاده از کامپيوتر برای سنين خاصی است؟؟؟؟

آيا کامپيوتر فقط  برای افرادی که مجرد هستند ، ميباشد؟؟؟؟

آيا رفتن به ياهو مسنجر فقط هدف دوست پسر يا دوست دختر پيدا کردن است ؟ يا به قول بعضی ها معشوقه؟؟؟؟

دوستان عزيزم چرا بعضی از ما طاقت شنيدن حقايق رو نداریم و قضاوت اشتباه و عصر هجری ميکنيم؟؟؟ ميدونيد من بعد از يک سال و چند ماهی که با اين دنيای به اصطلاح مجازی  آشنا شدم ، به اين نتيجه رسيدم که نبايد در مورد شخصيت خصوصی خود چيزی گفت.... نه به خاطر اينکه در جمع ديگران پذيرفته بشيم ، نه اصلا....فقط به خاطر اينکه قضاوتهای نادرست  نشه ..... بله  عزيزانم اين هم يکی از تجربيات اين مدت من بود!!!!

ديگه پرچونگی رو ميزارم کنار و همه تون رو به خدايی  ميسپارم که هميشه دور و بر ماست و گاهی اوقات هم اونو فراموش ميکنيم و حرفها و کارهامون باعث دل آزاری ديگران ميشه!!!!

                              به اميد آينده روشن.....دريايی که همه تون رو دوست داره

 


 
comment گلهای هدیه شده ()