هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست

 
به قلم : دریا - ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱
 

با سلام به همه شما عزيزانی که با قدمهای گرمتون به کلبه این حقیر صفا و صمیمیت

میبخشید

چند روز پيش یه off داشتم از یکی از آیدیهایی که قبلا در لیستم بود و بدلایلی حذفش

کرده بودم. نوشته خیلی کوتاه و مختصر بود * (مُردی ؟ ) *

میخوام از این دوست عزیزم

 بپرسم: مردن و نبودن من چه دردی رو برای تو دوا میکنه ؟؟

حالا به فرض هم من بمیرم و نباشم ارثی به تو میرسه ؟؟؟

 تو که منو ندیدی و نمیشناسی این طرز حرف زدن درسته ؟؟

حتی به شوخی هم گفته باشی....

آیا این شوخی قشنگه ؟؟؟

یا اینکه یه دوست با معرفت دیگه اومده تو وبلاگم این کامنت رو نوشته

 ((( ساحل یکشنبه 27/3/1386 - 13:33)))

(((سلام دريا دل تو هم مثل درياست اجازه ميدی کونمو توش بشورم )))

واقعا جای تعجب داره که چرا این همه جمله های قشنگ وجود داره اما این دوست

شیرازی این رو یاد گرفته ؟؟؟!!!!

البته منظور من این نیست که این دوست شیرازی بیاد جمله های قشنگ برای من

بنویسه ... نه اصلا

میخوام اینو بگم که : ای دوست عزیز چرا وقت گرانبهاتو با نوشتن این مزخرفات تلف

میکنی ؟؟؟

چرا فکر با ارزشتو با این چرندیات بی ارزش میکنی؟؟

واقعا دنيا ارزش اينو نداره که ما اینجور با هم برخورد کنیم...

البته من ناراحت نیستم چون کامنت هايی از اين زشتر هم داشتم....

اما

نمي فهمم که چرا ما نبايد به هم احترام بگذاريم؟؟

آخه دوستی که میدونم از شیراز یا کلا استان فارس هستی از تو بعیده

امیدوارم که ۱٪ این حرفهای من تاثیر بگذاره به روی تو دوست عزیز که گاهی اوقات

از این کلمات ناخوشایند به روی کاغذ دیگران مینویسی

*** آمدی جانم به قربانت ولی اینجور چرا ؟؟؟***

                                                                                      دريا اول تابسان ۱۳۸۶


 
comment گلهای هدیه شده ()