هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست

سلام بهونه قشنگ من
به قلم : دریا - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٦
 

قلب سلام بهونه قشنگ من برای زندگی قلب


آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی نیشخند


فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت

 
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت چشمک


حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه


 جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه


ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه


از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه


دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون


فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون


فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم


حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم نگران


رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی


قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی


نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنتبغل


برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت


به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته


 یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته مژه


من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره


بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره

خیال باطلخیال باطلخیال باطل

 


 
comment گلهای هدیه شده ()