هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست

 
به قلم : دریا - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٢٠
 

 

سلامی به آرومی موج دريا به شما عزيزانم........

 اول از هرچيز تشكری میكنم

بينهايت از دوست عزيز و خوبم كيای واقعا نازنينم

 كه اين قالب بسيار زيبا روبرای من ساخته ....

البته من فكر ميكنم زبانم قدرت تشكر از اين

 همه محبت را نداره ...اما با تمام وجودم ميگم.....

ممنون از لطفی كه به من داری كيـــــا جان

 

حالامیخوام كمي از طبيعت و حقيقتی كه دريا داره براتون بگم......

دريايی كه هميشه و همه وقت با من همراه بوده و هست......

دريايی كه با اين همه زيبايی و عظمتش قلم ناچيز من نمی تونه

 وصفش رو روی كاغذ بياره.......

دريايی كه گاهی آرومه .....گاهی هم خروشان........

وقتی كه آرومه بوی خوش ماهيهاش توی وجودمون رخنه ميكنه......

صدای دلنشين موجهاش به روح آدم آرامش ميده........

طلوعش به ما زندگی ميده و غروبش ما رو عاشق ميكنه........

گرماش به ما جون ميده.....سرماش ما رو حيرون ميكنه.......

در كنارش نشستن خاطرات رو به يادمون مياره......

باهاش بازی كردن روح ما رو شاد ميكنه.......

اما...........

اما وقتی كه خروشان ميشه ظالم تر از خودش هیچ چيزی نيست......

مغرور تر از خودش هیچكسی نيست......

اونقدر خروشان ميشه كه هزاران هزار نفر رو كه دوستش دارند

 طعمه خودش ميكنه........

هزاران نفری كه يكی شون عزيز من بود.....

همدم من بود.....يار و ياور من بود.......

اما.........

اما بازم با تمام بديهایی كه دریا داره تو ی دلم براش يه جايی دارم...

جايی كه منو وادار ميكنه برم كنارش بشينم باهاش حرف بزنم....

غمی كه تو دلم گذاشته رو بروش بيارم.....

و بهش بگم بازم ميام سراغت با همه بديهات 

بازهم دوستت ميــــــــــــدارم.............

نوشته از خودم دريــــا......

                                              جمعه ۱۹ فروردين ۱۳۸۴


 
comment گلهای هدیه شده ()