سلامی به سپيدی و پاکی برف،

سلامی به سردی

هوا و گرمی دلهای شما عزيزانم 

خسته نيستم،دلتنگ نيستم، پيشگويی نميکنم، يادآوری نميکنم، فقط ميخواهم بنويسم.

اما نميدانم از کجا شروع کنم، برای چه بنويسم و برای که بنويسم، چون نويسنده هم نيستم.

فقط ميدانم که حالم خوب نيست و مبتلا به يک نوع آنفلانزا شدم.

کمتر کسی پيدا ميشود که در زندگيه چندين و چند ساله اش سرما نخورده باشد، البته از نوع

آنفلانزا، حتما اسم انواع و اقسام اين بيماری را هم شنيده ايد و میدانيد که از طريق هوا، انسان،

پرنده و حيوانات منتقل ميشود و بعضی از آنها قابل درمان نيست و باعث مرگ ميشود.

دوستان گلم بحث پزشکی نميکنم، حرف من حرف دل است و علايم اين بيماری در من

هست.....از فکر زياد سردرد دارم...از گريه کردن آبريزش بينی دارم و از فراق دوری تب بالا

دارم....دکتر گفت: درمانش فقط دست خدای دل است، حالا شما به من بگوييد،

  اين از چه  نوع آنفلانزايست؟؟؟

دوستان خوبم به بزرگواری خودتون منو ببخشيد از اينکه چرت و پرت نوشتم ، البته هذيان گفتن

هم ازعلايم اين بيماريست.

آرزوی تندرستی و دلی گرم و پر از مهر و صداقت برای همه شما عزيزانم از خدای دلها طلب

ميکنم.

                                                               دريا    ۷/۹/۱۳۸۴ 

 

/ 153 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kaveh

اگر خداوند تكه اي زندگي به من ارزاني مي داشت قبايي ساده مي پوشيدم نخست به خورشيد چشم مي دوختم و نه تنها جسمم كه روحم را عريان مي كردم

بابا عظیمی

اين سوز سينه شمع شبستان نداشته است .. وين موج گريه سيل خروشان نداشته است .. آگه ز روزگار پريشان ما نبود ... هر دل كه ر.وزگار پريشان نداشته است ... از نوشخند گرم تو آفاق تازه گشت ... صبح بهار اين لب خندان نداشته است ... ما را دلي بود كه ز طوفان حادثات .. چون موج يك نفس سر و سامان نداشته است... سر بر نكرد پاك نهادي ز جيب خاك ... گيتي سري سزايي گريبان نداشته است ... جز خون دل ز خوان فلك نيست بهره اي ... اين تنگ چشم طاقت مهمان نداشته است ... (دريا) دلان ز فتنه ايام فارغند ... درياي بي كران غم طوفان نداشته است ... آزار ما بمور ضعيفي نمي رسد ... داريم دولتي كه سليمان نداشته است ... غافل مشو ز گوهر اشك رهي كه چرخ... اين سيمگون ستاره بدامان نداشته است ...

آقا احسان

سلام. حقيقتش اومدم ديدارتو پس بدم .اگه دير شد ببخشيد. وبلاگ خيلی قشنگی داری. مصوصا رنگ آبی با اون عکسی که زمينه وبلاگتون هست محشره. آخه من آبی و خيلی دوست دارم (دو نقطه دی). مرسی که سر زدين و اميدوارم که به همينجا ختم نشه. موفق و پيروز باشيد و ياد خدا ياورتان...

**mehdi-_-_daftareshgh**

سلام دوست عزيز خوبي؟ دفتر عشق آپديت شد و مثل هميشه منتظرم. اگر دوست داشتي لوگوي دفتر عشق رو در وب لاگت قرار بده چون......... بيا دفتر عشق متوجه ميشي. شاد باشي. يا حق . اين کد:

بابا عظیمی

سکوت کن ای یار؛ که زبانهای عشق خشکیده است. سکوت کن که سلام اشارتیست به آن سوی قصه رفتن. به یاد عشق نیاور؛ که بازدیدن تو دلیل وسوسه های غریب من باشد. سکوت کن که سلام تو راز عشق مرا درون سینه ام دوباره دفن خواهد کرد. سکوت کن که در این روزهای تنهایی درون چشم من و تو جز شکایت نیست. سکوت کن که نفسها یخ بسته است و عشق بار دگر راهی سفر است. مگر چقدر زمان تا سپیده خواهد بود که لرزش تن من در عبور دستان زیبایت محو خواهد ماند؟ مگر چقدر به امکان وهم شب باقیست که باغ سبز نگاهت در آستان ستایش از این وجود مهیا جوانه خواهد داد؟ مگر چقدر به پایان این گذر باقیست؟ سکوت کن ای یار که نوازشت، تلخ ترين سرود است. سرود تلخی صبح که با تولد آن تمامی زیبایی این چشم پر گناه تو را، به روی پیکر من جاودانه خواهد ساخت. سکوت کن ای یار که سلام اشارتیست به آن سوی قصه رفتن و خون نماد غریبانه ایست در رگها . جوابی نیست؟ ... به جز گسستن یا پیوند دوباره؟ گسستن یا پیوندی که تا ابد باشد. سکوت کن تا وزش باد شمع ما را در تاریکی مطلق فرو نبرد و برای پروانه اش بسوزد.

_

Salam doste aziz shoma matalebe ziba minevisi ama nemidonam chera jaye mahi 1 bar bishtar up nemikoni ta jaye inke dar wbloge dostan sherato benvisid inja benevisid shoma dar jahaye dige ziaderavi mikoni va asabe hamaro khord mikoni nazar dadan 1 2 3 na tond tond salami be arami mojhaye darya va...bebakhshid ama ziad chone derazi mikoni jahaye dige jaye taajob dare ghorbat adamo kam harf mikone shoma bar aksid , bebakhshid rok sohbat kardam ,matalebeton ziba ast

دریا

در جواب این دوست عزیز که هر کسی هستی آشنا هستی .......من هنوز یک سال نشده که به دنیای وبلاگ وارد شدم...و از همون روز اول با خودم عهد بستم که << کسی که خودشو معرفی نمیکند و برای من اینجا پیام مینویسد ...چه خوب چه بد چه انتفاد چه تشویق........ هیچ عکس العملی نشون ندهم و پیامش رو هم پاک نکنم...ولی مثل اینکه نمیشه.....

دریا

اولا من کجا زیاده روی کردم و اعصاب چه کسی رو خورد کردم؟؟؟؟؟؟؟ اگر در وبلاگ شما آمدم و زیاده روی کردم و اعصابت خورد شده لطفا به من ایمیل بزن ......به روی چشمم دیگه رد پای من رو نمیبینی توی وبلاگت........ممنونم از اینکه نسبت های قشنگی مثل ...چونه درازی.....پر حرفی رو به من دادید.... در ضمن .....سلامی به آرومی موجهای دریا........ این نشونه من هست و همیشه همه جا با این جمله میدونند که کدوم دریا نوشته...چون دوستانی بودنند که اشتباه میکردنند........

دریا

دوست عزیز و آشنای من امیدوارم مطالبی رو که نوشتم بخوانی و میدانم که میخونی ...در ضمن ...من اینجا هم آزادی نباید داشته باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که هر زمانی که دلم حرفی برای گفتن داشت وبلاگم رو آپ کنم..... امیدوارم حرفم رو بفهمی موفق باشی