سلامی به گرمی ومهربونی دلهای شما يارانم

نمی دونم از خوبيهات بنويسم ، يا اينکه از رد پايی که روی دلم بجا گذاشتی .

هنوز هم برام سوال بزرگيه که چرا خواستی به اين شکل از خودت اثری بجا بذاری ، توی دل من که واقعا اون روزها به تو احتياج داشت !!!!!

دل ساده من با يک شاخه گل سرخی که از روی ديوار برداشتی و به من دادی همدرد تو شد ، آخه گفتی که تو هم تو غربتی و تنهای تنهايی .... همزبون هم شديم ، بهم عادت کرديم ، با اون صدايی که شبيه اميد بود ، و هنوز تو گوشمه ، آواز ميخوندی ... آخه تو محشری/ تو يک افسونگری .... حرفات قشنگ بود ، مهربون بودی ، همدردی وهمدلی  می کردی ، اما نفهميدم که انصاف هم داشتی ؟؟؟

چه روز هايی رو با هم به شب  ، و چه شبهايی رو با هم به سحر رسونديم ، آخه تو تنها بودی ، يادته همه اش ميگفتی *** ای کاش *** آخه فاصله ما شايد يک بهار يا  يک تابستون می شد ، اما تو ... تو ... کاری کردی که فاصله مون ، يک عمر بشه !!!! آخه چرا؟؟؟

  يک سال ميشه که رفتی ، نميگم روحت شاد چون ميدونم جسمت هنوز اينجاست. دارم دعات می کنم که تنها نباشی . شايد هم الان داری حرفام رو ميخونی ، ميدونی چی ميخوام بدونم ، اينکه دليل رفتنت چی بود ؟؟؟؟ همين و بس !!!!!!!!!

                                                                  دريا   ۷/۱۰/۱۳۸۴ 

/ 124 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
:.: لبهای خاموش :.:

سلام :) بالاخره موفق شدم که وارد وبلاگ شما بشم .. خوشحالم که اینجام.. مرسی که این مدت منو تنها نگذاشتی ... واقعا ممنونم .. جدی میگم و بدون تعارف .. / مرو ای دوست مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو ... مرو ای دوست بنشین با من و دل بنشین تا برسم مگر به شب موی تو / تو نباشی چه امیدی به دل خسته من ... تو که خاموشی بی تو به شام و سحر چه کنم با غم تو .... یادشون زنده و گرامی ... .:|:. قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست ... .:|:.

ماه نخشب

(فرصت کوتاه )....تا ارتفاع نمک / آخرین لنگر گاه زخم ماهی و آب / فرصت کوتاهی کافیست / کوسه ها رویای ساحل را ببلعند / آواز های فروتن دغدغه نان را در زندان سر میدهند / کارگران حمل انسان چراغ آزادی را در خیابان های تهران روشن کرده اند / و سهم ما از خنجر های اهالی خدا / شیار کوتاهی ست در حوالی قلب کبیر / که زخمی می تپد / سکوت سلامت رفتار نیست / (پرویز میر مکری )..../// سلام مهربون ..چرا آپ نمیشه اینجا ...؟معذرت میخوام

عسل و صبا

مي دانم بي نام تو دفتر شعرم خالي ست...مي دانم بي نام تو ديگر شقايق هم نيست....مي دانم بي نام تو جاي خاطره ها خالي ست...مي دانم كه مي داني يادت هميشه جاريست ......مي دانم با ياد تو عطر زندگي جاريست ......مي دانم كه خاطر تو هميشه باقي ست.....مي دانم از تو گفتن چقدر سخت است....مي دانم كه جاي تو چقدر خالي ست.....سلام دريا جان خوبي ماه مهربون به روزشد و منتظر حضور گرم شماست با آرزوي سلامتي تا بعد

andru

Salam ! webloge zibat , va shayad harfaye dely ke manam gahy heji mikonam ! baes mishe ke fekr konam harfaye man dar vojoode kese digey panah gerefte va be zaban avorde shode ! kheili mamnoon , bazam montazer mimoonam ta sokhanane digary niz az sooye to beshnavam . Andru

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما ضمن تبريک عيد سعيد غدير خم بر شما و خانواده گراميتان و درود بر قلم توانمندتان بسيار زيبا و عالي مثل هميشه در ضمن با ستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي آموزنده ...اسرار و شگفتيهاي فرشتگان ....بروز شده و خوشحال خواهم شد سر بزنيد پس منتظر حضور گرمتان مثل هميشه هستم ......افسوس که نامه جواني طي شد ....وان تازه بهار زندگي دي شد ....آن مرغ طرب که نام او بود شباب .....فرياد ندانم که کي آمد کي شد .....در پناه حق ....

مهناز

دريا دوست گلم سلام...خوبی؟..گاهی وقتا آدما اونقد سريع آدمو تنها ميذارن که خودشونم نميتونن بهونه ای واسش جور کنن...رسم زمونس...سخت نگير...منم آپديتم...حتما پيشم بيا....منتظرتم...تا بعد...

amir

يادم باشد که ؛ حرفی نزنم که به کسی بر بخورد ...نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد ...راهی نروم که بيراه باشد ...خطی ننويسم که آزار دهد کسی را ...يادم باشد که روز روزگار خوش است ؛ و تنها دل من دل نيست ..عيد غدير بر همه دوستان علی مبارک ..

ماه نخشب

خرابيم از دل ای بيرحم گه گه ياد کن ما را / سگ کوی توئيم .آخر به سنگی شاد کن ما را / درت کعبه ست و ما ارباب حاجت. رحمتی فرما / رخت عيد است و ما زندانيان . آزاد کن مارا / به تنهايی بسی خون جگر خورديم با يادت / تو هم چون با حريفان باده نوشی . ياد کن ما را / (امير شاهی سبزواری )...///خاک پا .../// سلام مهربون دريايی ما ....